بازدید کل: 204297

بازدید امروز: 248

بازدید دیروز: 409

فرش تار و پود هنر ايراني

فرش تار و پود هنر ايراني

 

 

 

گفت وگوی "روزنامه اعتماد" با "رضي ميري" به بهانه نمايشگاه آثارش در خانه هنرمندان

 

رضي ميري سال هاست كه با فرش ارتباط تنگاتنگ دارد و به دليل تلاش براي احياي نقش هاي قديمي فرش ايران در كشورهاي اروپايي شناخته شده است و به عنوان توليد كننده بهترين محصولات نوآورانه سنتي در نمايشگاه دموتكس روسيه انتخاب شده است.

 

شهريورماه خانه هنرمندان ايران ميزبان تعداد زيادي از فرش هايي شد كه رضي ميري با توجه به نقش هاي كهن طراحي كرده و تاريخچه يي از فرش ايران را مقابل ديدگان تماشاگران قرار داد. رضي ميري كه جنبه هنري فرش را پيش روي علاقه مندان به هنر قرار داد، علاوه بر نمايشگاه فرش، نمايشگاه نقاشي با موضوع بافنده ها با عنوان «گره»: نمايشگاه عكس از روايت پنج عكاس محسن زين العابديني، صادق ميري، حبيب ميري، مرتضي ميري و خودش با موضوع فرش در زندگي ايراني و همچنين نمايش سه فيلم مستند و برپايي همايشي با حضور پژوهشگران ايراني و خارجي به عنوان «بهشت ايراني بر صحنه تار و پود» برگزار كرد.

 

اين نمايشگاه با استقبال علاقه مندان به هنر روبه رو شد و حتي سيد محمد خاتمي، رييس جمهور اسبق ايران نيز از اين نمايشگاه ديدن كرد. به همين بهانه با رضي ميري گفت وگويي داشته ايم كه در ادامه مي خوانيد.

 

در طراحي فرش هاي قديم نقش ها و المان هايي بود كه در دهه هاي گذشته مورد استفاده قرار نگرفتند. در واقع بايد گفت شيوه هاي طراحي به دليل نياز به توليد انبوه و تجاري شدن فرش به فراموشي سپرده شده و همه فرش ها يكسان و بي تنوع شدند. يكي از خصوصيات فرش ايران كه قابل ارزش و احترام است طرح هاي گسترده آن است

 

   

شما در اين نمايشگاه دست بافته هاي خود را در كنار بخشي از آثار قديمي ارايه كرديد دليل اين موضوع چيست؟

در بخشي از اين نمايشگاه فرش هاي قديمي را كه بيشتر آنها متعلق به كلكسيون شخصي ام است به نمايش گذاشتم: چون قصد داشتم به صورت موضوعي با كارهاي قديمي برخورد كنم. چند فرش را كه با موضوع مورد نظر من مربوط بود و بهتر مي توانست مفهوم اين مجموعه را منتقل كند، انتخاب كردم زيرا يكي از نگاه هاي من به فرش حفظ اصالت هاست. در عين حال كه نوآوري، خلاقيت و يك فكر آزاد كه كار خودم است در كارها وجود دارد ولي اعتقاد دارم كه يك پايه اصلي بايد وجود داشته باشد تا بتوان آنچه را مي خواهي انجام دهي تعريف كند. هيچ هنري از اين موضوع مستثني نيست و در تمام هنرها يك وابستگي به گذشته وجود دارد. نمي خواهم نظرم را به كسي تحميل كنم ولي طرز فكر من اين طور است يا شايد علاقه دارم كه به نوعي به ريشه ها متصل شوم. كمتر در كارهاي من پيش مي آيد كه بخواهم عين يك فرش را كپي كنم و حتي اگر بخواهم عين يك فرش را ببافم و تغييري در آن ندهم باز هم عوامل متغير فراواني وجود دارد كه باعث مي شود كارها شبيه هم نشوند. اما گاهي نوعي طبع آزمايي وجود دارد و من مي خواهم خود را به آزمون بگذارم. مثلااثري را مي بينم كه سر تعظيم جلوي آن فرود مي آورم و دلم مي خواهد ببينم مي توانم عين آن را دربياورم. البته ديدن يك فرش قديمي مثل شعري قديمي است كه مي خوانم و از آن لذت مي برم ولي بعد با رعايت اصول شعر خودم را مي گويم. اين كار اقتباس كردن است و با كپي يا تقليد تفاوت دارد.

 

با اين شيوه به كار قديمي ارزش و احترام گذاشته و بعد در حول و حوش آن يك كار هنري ديگر انجام مي شود. در كارهاي من با وجود وابستگي به ريشه چيزهاي ديگري هم وجود دارد كه هيچ سابقه قبلي ندارد. آنقدر من در كارهاي قديم سير كردم كه اگر اين طرح ها را به يك كارشناس هم نشان دهيد، فكر مي كند از روي يك اثر قديمي كار شده در حالي كه اصلااين طور نيست.

   

چرا براي كارهاي خود اسم مي گذاريد با اين رويكرد مي خواهيد جنبه هنري اثر را پررنگ كنيد؟

من براي طرح هاي خود يك نام مي گذارم تا هم آنها را با اين نام ها بشناسم و در حافظه ام بماند و هم اينكه احساس مي كنم فرش مثل يك موجود زنده است و بايد نام داشته باشد.

   

در آثار شما نوع رويكرد به گذشته جنبه احياي طراحي فراموش شده را دارد. گويي قصد داريد آن نگارگري را كه در گذشته در فرش ها ديده مي شد زنده كنيد؟

در طراحي فرش هاي قديم نقش ها و المان هايي بود كه در دهه هاي گذشته مورد استفاده قرار نگرفتند. در واقع بايد گفت شيوه هاي طراحي به دليل نياز به توليد انبوه و تجاري شدن فرش به فراموشي سپرده شده و همه فرش ها يكسان و بي تنوع شدند. يكي از خصوصيات فرش ايران كه قابل ارزش و احترام است طرح هاي گسترده آن است. اما چون توليدكنندگان نگاه هنري ندارند

 

به تدريج طرح هاي پيچيده كنار گذاشته شده و از خاطره ها محو مي شوند. حتي در بعضي مناطق بافندگان فرش فراموش كرده اند قبلادر فرهنگ شان چه چيزهايي بوده است. كاري كه من مي كنم اين است كه به حافظه جمعي گذشته برمي گردم و با توجه به امكان مراجعه به موزه ها و مجموعه هاي شخصي آنها را معيار قرار مي دهم و اطلاعات به دست آمده را به بافندگاني كه قبلااينها را داشتند و حالافراموش كردند، منتقل مي كنم و اين كاري است كه به آن نوزايي مي ‎گويند. در مقطع تاريخي 1930 ميلادي به اين طرف فرش هر روز تغييراتي داشته و از گذشته اش فاصله گرفته است. در تاريخ فرش ايران يك پارگي وجود دارد كه بايد آن را رفو كرد. من آمدم اين پارگي را به هم اتصال دهم،

 

هر چند ممكن است باز هم در قرن بعدي اين اتفاق بيفتد اما شايد بتوانم آن را يك قرن عقب بيندازم.

 

چرا خانه هنرمندان را براي برپايي نمايشگاه «بهشت ايراني  بر صحنه تار و پود» انتخاب كرديد، قصد داشتيد جنبه هنري فرش پررنگ تر شود؟ و دليل انتخاب اين عنوان براي نمايشگاه چه بود؟

سال گذشته خانه هنرمندان از من خواست كه از كارهاي مربوط به فرش بافته ها به عنوان يك هنر تجسمي نمايشگاهي برپا كنم كه بسيار مورد توجه و استقبال قرار گرفت به همين خاطر امسال با پيشنهاد فضاي گسترده تري اين نمايشگاه را برگزار كردم. در مورد عنوان نمايشگاه هم بر اساس اين تفكر كه فرش ترجمه يي از بهشت است و شبيه به صحنه يي است كه بايد اجرا شود نام نمايشگاه را «بهشت ايراني بر صحنه تار و پود» گذاشتم. البته در اين نمايشگاه به جنبه هاي ديگري از هنر فرش هم توجه داشتم و علاوه بر 70 اثر از كارهاي من كه در دو گالري مجموعه خانه هنرمندان به نمايش گذاشته شد، 70 اثر از فرش هاي قديمي هم به نمايش درآمد. همچنين 65 عكس مربوط به حوزه فرش در دو گالري به نمايش گذاشته شد. و 35 اثر نقاشي از نازنين ميري كه در ارتباط با موضوع بافندگان فرش است هم به نمايش درآمد. براي معرفي عميق تر حوزه فرش، چهار نشست تخصصي و پژوهشي در نظر گرفتيم كه جيم فورد و سيروس پرهام به عنوان سخنرانان در اين سمينارها حضور داشتند. علاوه بر اين سه مستند درباره فرش با عنوان «فرش پرنده»، «درخت سخنگو» و «گره» را نيز در اين برنامه به نمايش گذاشتيم تا ارتباط فرش با هنرهاي ديگر را نيز در برابر علاقه مندان به هنر قرار دهيم.

   

 

وضعيت آموزش هنر فرش را چگونه مي بينيد؟

سال هاست با بسياري از دانشگاه ها و هنرجويان كار كرده ام ولي معتقدم رشته فرش واقعا بي دليل در دانشگاه ها تاسيس شده و تنها براي كساني است كه مي خواهند يك مدرك دانشگاهي داشته باشند. اين رشته كتاب مرجع ندارد و برخي استادان آن هم سواد كافي ندارند. آموزه هايي كه به دانشجويان داده مي‎شود غلط است. به نظر من موضوع هنر را نمي‎توان در دانشگاه ياد داد. براي مدرسه يي كه به فرش مي پردازد بايد مقدمات بسياري فراهم كرد.

   

 

يعني موافق مدارس عالي و دانشگاه ها در زمينه فرش نيستيد؟

چرا موافقم زيرا در وادي هنر اگر آثار هنرمندان بزرگ جهان تدريس نمي‎شد امروز با نسل ديگري از هنرمندان كه خود را شاگرد هنرمندان قديمي تر مي‎دانند مواجه نبوديم. بنابراين امتداد فعاليت هاي بزرگان براي خلق آثار هنري برجسته و نو كاملاضروري است ولي معتقدم كه بايد مقدمات اين كار به درستي فراهم شود. يكي از جنبه هاي فراموش شده فرش موضوع كارگرداني هنري است. چيزي كه در گذشته وجود داشت. يعني در گذشته شخصي مثل محتشم كه از نام هاي بزرگ فرش ايران است براي ارايه آثارش از اين شيوه استفاده مي كرد. يعني طراح، بافنده و تمامي مراحل خلق يك اثر را از ديد هنري خود پيگيري مي كرد. بر همين اساس اعتقاد دارم اين نگره بايد در دانشگاه ها تدريس شود نه جنبه يي فني و تكنيكي مثل بافت.

 

 

 

تاریخ ارسال: 1393/7/3
تعداد بازدید: 913
ارسال نظر